۱۵ آذر ۱۴۰۴
149
0 نظر
بسم رب القلم
نشسته بودم و فکر و خیال در ذهنم
شبیه قاصدکی در هوا پریشان بود
همان که گشته جدا با نسیمی از یاران
در اعتزال و تجرد به زیر باران بود
هوای سردِ بهاری و بیشه زار و کویر
در این گذر همه جا در مدار طوفان بود
که فرق آن به درختی که ریشه در خاک است
همین که با نفسی در هوا پریشان بود
به قلم حجت نوروززاده
نظرات
اشعار | قاصدک پریشان | به قلم حجت نوروززاده
اشعار | امید دل تنها | به قلم حجت نوروززاده
اشعار | سلطان شهر طوس نه، سلطان عالمی | به قلم حجت نوروززاده
اشعار | غزل یار سیه گیسو | به قلم حجت نوروززاده
اشعار | ظلم یهود | به قلم حجت نوروززاده
اشعار | در مدح استاد مارخسار | به قلم حجت نوروززاده
مشاهده اخبار بیشتر
اشعار | در مدح استاد مارخسار | به قلم حجت نوروززاده
اشعار | ظلم یهود | به قلم حجت نوروززاده
اشعار | غزل یار سیه گیسو | به قلم حجت نوروززاده
اشعار | سلطان شهر طوس نه، سلطان عالمی | به قلم حجت نوروززاده
اشعار | امید دل تنها | به قلم حجت نوروززاده
اشعار | قاصدک پریشان | به قلم حجت نوروززاده
مشاهده اخبار بیشتر
اشعار | در مدح استاد مارخسار | به قلم حجت نوروززاده
اشعار | ظلم یهود | به قلم حجت نوروززاده
اشعار | غزل یار سیه گیسو | به قلم حجت نوروززاده
اشعار | سلطان شهر طوس نه، سلطان عالمی | به قلم حجت نوروززاده
اشعار | امید دل تنها | به قلم حجت نوروززاده
اشعار | قاصدک پریشان | به قلم حجت نوروززاده
مشاهده اخبار بیشتر